عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
180
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
بيان كنيم . اگر در تاريخ قرآن آمده است كه او مصحفى داشته است ، بايسته است در حدود اصول نقد اصطلاحى [ جرح و تعديل ] و تاريخى به آن بنگريم . كافى است در اين قسمت ، خبرى را ذكر كنيم كه به نظر ما از مهمترين خبرهايى است كه موضع صحابهء بزرگ را به تصوير مىكشد و از ميان اخبارى كه تا كنون به ما رسيده ، بيانگر اين مهم است كه مصحف ابن عباس ، از مصاحف تاريخ قرآن بوده است . شهاب خفاجى ، قرائت ابن عباس از آيهء 6 سورهء احزاب : النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ [ و هو صلّى اللّه تعالى عليه و سلّم ، اب لهم ] ( بدون « وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ ) را ذكر كرده است و سپس در پى آن ، خبر زير را روايت كرده است كه روزى عمر از كنار جوانى مىگذشت كه چنين قرائت مىكرد و به او گفت : « آن را از مصحف حذف كن » « 1 » . پيداست كه در دست آن جوان ، مصحفى به معناى اصطلاحى آن نبوده است بلكه به طور مطلق به آن ، صحيفهء قرآنى ، اطلاق شده است . بدون شك ، آن جوان ، آن متن را همان گونه كه بوده فرا گرفته و تلقى نموده كه تماما از قرآن است امّا عمر - در آن روزگار اوليه - متوجه اين نكته شده كه بافت عبارتهاى اضافى ، غير قرآنى است و از نوع تفسير مىباشد لذا به آن جوان فرمان داد تا آن عبارتها را از مصحف حذف نمايد چه وقتى آن جوان متن قرآنى را از موارد تفسيرى تفكيك نمىكرد ، به گمراهى مىافتاد . از اين رو فرمان عمر در حذف اين عبارتها از مصحف ، ريشهء فتنهاى را از بن كند . اين خبر ، دلالت كليى دارد كه در موارد بسيارى قابل صدق است امّا آنچه ما را واداشت تا آن را در اين قسمت بيان كنيم ، ارتباط آن با ابن عباس بود . اگر اين ملاحظات را نصب العين قرار دهيم ، در مصحف ابن عباس چيزى كه آن را از مصحف ابن مسعود و ابىّ متمايز سازد ، نخواهيم يافت ، بلكه مصحف او هم شامل روايتهاى قرائتى با ويژگى لهجهاى و روايتهايى با تغييرهاى قرائتى [ تفسيرى ] مىباشد .
--> ( 1 ) احمد بن محمد بن عمر ، الشهاب الخفاجى ، نسيم الرياض فى شرح شفاء القاضى عيّاض ، ج 1 ، ص 303 ، اوّل ، 1325 ه . ق .